محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2497
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« يا قوم من دچار مستى بودند . » آنگاه پياده راه افتاد و چون زن مىگريست و مىگفت : « اى دريغ از عثمان ، حيا و دين از ميان رفت » و همچنان برفت تا به دمشق رسيد . گويد : و چنان بود كه از حوادث آينده دانشى بدست وى افتاده بود و طبق آن عمل كرد . ابو عثمان گويد : پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم عمرو را سوى عمان فرستاده بود و آنجا از يكى از عالمان يهود چيزى شنيد و تا آنجا بود صحت آن را بديد و عالم يهودى پيش را خواند و گفت : « از در گذشت پيمبر با من سخن كن و بگوى كه پس از او كه خواهد بود ؟ » گفت : « آنكه براى تو نامه نوشت پس از او خواهد بود و مدت او كوتاه خواهد بود . » گفت : « پس از آن كى ؟ » گفت : « يكى از قوم وى كه بمنزلت همانند اوست » گفت : « مدت وى چگونه است ؟ » گفت : « دراز است و پس از آن كشته شود » گفت : « به غافلگيرى يا با اطلاع جماعت ؟ » گفت : « به غافلگيرى » گفت : « پس از او كى خواهد بود ؟ » گفت : « يكى از قومش كه مانند اوست » گفت : « مدت وى چگونه است ؟ » گفت : « دراز است و پس از آن كشته شود . » گفت : « به غافلگيرى يا با اطلاع جماعت ؟ » گفت : « با اطلاع جماعت . »